رباعیات آیینی به گزینش و تدوین مولی خلیل بن محمد زمان قزوینی

رباعیات آیینی به گزینش و تدوین مولی خلیل بن محمد زمان قزوینی

سده دوازدهم هجری

عبدالحسین طالعی

اشاره:

این مقاله، گزیدۀ رباعیات آیینی به گزینش مولی خلیل بن محمد زمان قزوینی از دانشوران سدۀ دوازدهم هجری است که نود و هشت رباعی را در بر دارد. در این میان، 16 رباعی در مدح رسول خدا، 63 رباعی در مدح امیر مؤمنان، و رباعیات اندک شمار دیگر در مدح دیگر امامان معصوم است. (رباعیات علوی در گفتاری جداگانه در سایت علی نامه عرضه شد و اینک رباعیات دیگر عرضه می‌شود). سرایندگان برخی از رباعیات، شاعران و عالمان مشهور، و برخی دیگر ناشناخته‌اند. نسبت معدودی از شعرها به سرایندگان محل بحث است و مضامین برخی چندان محکم نیست. با این همه این مجموعه، بجز لطف ادبی و محتوایی، جایگاه خاصّ خود را در بازشناسی گروهی از شاعران و ناظمان ادب پارسی دارد. مقدمه که برای آشنایی با کل مجموعه نوشته شده، در آغاز مقاله یادشدۀ رباعیات علوی آمد که در اینجا تکرار می‌شود.

مقدمه:

مجموعۀ شماره 10225 کتابخانۀ ملی تدوین و انتخاب و تحریر مولی خلیل بن محمد زمان قزوینی است (کسی بجز شارح مشهور کافی که خلیل بن محمد غازی) که در نیمۀ سدۀ دوازدهم (حدود سالهای 1150) سامان یافته است (به قرینۀ تاریخ تحریر بعضی از رسائل مجموعه). در این مجموعه مفصل، چندین رساله از مولی خلیل و دانشوران دیگر همراه با فوائد فراوان ادبی، تفسیری، فقهی، حدیثی و غیره نقل شده است. بعلاوه سر صفحه‌ها، رباعیات شاعران پارسی سرا را در بر دارد که در هر صفحه دو رباعی آمده است. این گفتار، گزیده‌ای از این رباعیات است که در زمینۀ ادبیات آیینی یعنی مدح و رثای پیامبر و خاندان معصومش سروده شده است.

معدودی از این رباعیات، متعلق یا منسوب به شاعران یا دیگر دانشوران مشهور است که معاصرت آن‌ها با گردآورندۀ این مجموعه، اهمیت خاصی به این نقل‌ها می‌دهد. بعلاوه، بیشتر آن‌ها سرودۀ افراد گمنامی است که کمتر، از آن‌ها یاد شده است. بدین روی، نشر این گفتار فرصتی است تا از این خادمان گمنام آستان سراپردۀ عصمت یاد شود و ذکر جمیل شان زینت بخش جان و دل گردد. گرچه نسبت برخی از اشعار به شاعران یاد شده و یا مضامین پاره‌ای از آن‌ها مورد تأیید نگارندۀ سطور نباشد.

این رباعیات در موضوع‌های مختلف است، به ویژه مواعظ و نصایح. بخشی نیز در مدیح خاندان نور علیهم السلام است که در این گفتار، گزیده‌ای از آن‌ها بازخوانی و عرضه شده است.

گفتیم که بیشتر این شاعران ناشناخته‌اند. این نکته، از یک سوی، مزیّتی برای این مجموعه به شمار می‌آید که گروهی از این شاعران آیینی را می‌شناساند که برخی از آن‌ها شاید شاعر حرفه‌ای یا مشهور نبوده‌اند، ولی به هر حال، حلقه‌ای از زنجیرۀ ادبیات کهن این دیار هستند.

اما از سوی دیگر، این مشکل را بر سر راه بازخوانی و نشر این مجموعه پدید می‌آورد که نسخه‌ای دیگر از این اشعار یافته نشد تا متن با نسخه دیگر مقابله شود. لذا برخی از موارد که نسخه ناخوانا بود، مشخص شد؛ باشد که در فرصت دیگر کامل شود. در هر حال، جدا از فایدۀ ثبت این «پاره‌های دل» که بر لوح کاغذین آمده، شناساندن گمنامانی از خادمان ادبیات آیینی خود فوایدی در بر دارد، و امید است مقدمه یا نقطۀ عطفی برای بازشناسی آن‌ها باشد.

بدیهی است که ارزش ادبی رباعیات یادشده، در یک درجه نیست. برخی فاخر و بعضی متوسط اند. و پاره‌ای نیز به سستی می‌زند. ولی فعلاً در این مجال، هدف، ارزیابی آن‌ها نیست. بعلاوه، این ارزیابی از بضاعت اندک نگارنده بیرون است.

رباعیات، اولاً به ترتیب معصومان ممدوح، و ثانیاً به ترتیب ورود در مجموعه، در اینجا نقل شده است. امید آنکه این مختصر در آستان واپسین حجت حق از خاندان عصمت، امام مهدی منتظر عجل الله تعالی فرجه مقبول افتد.

بخش اول (رباعیات نبوی)

ملا محمدصادق پیشنماز:

سر خیل رسل که خواجۀ هر دو سرا است            دانی ز چه رو ز سایه خویش جدا است؟

آن کس که ز نور حق بود تخمیرش                   بر قامت او جامۀ ظِلّ ناید راست

(ص 125)

عرفی:

شاها جود تو قلزم موّاج است     درویش درت سکندری بی تاج است

منسوب به عالم نزول تو بود      آرامگهی که نام آن معراج است

(ص 147)

میرزا ابراهیم ادهم:

ای گشته ز صهبای رسالت سرمست       وی قرص مهت شکسته از معجز دست

تا گشت زرِ مهر نبوت رایج       پول مه از انگشت جلال تو شکست

(ص 154)

میرزا نصیرعلی نقی نصرت:

پیغمبر ما که صاحب معراج است                  بر فرق پیمبران دیگر تاج است

او بود وجود همه و آخر بود                       دریا زیر است و بر زبر، امواج است

(ص 155)

میرزا ابراهیم ادهم:

امی لقبی کز انبیا اعلم بود                       احمد نامی که سرور عالم بود

زان سایه به او نبود همراه که بود                محرم جایی که سایه نامحرم بود

(ص 157)

ملا عرفی شیرازی:

چون شاه رسل نشست بر منظر عرش     بازآمد و هست سایه در کشور عرش

این معجزه رفعت نشان است که او        بر فرش رود سایه رود بر سر عرش

(ص 162)

ملا عبدالرزاق فیاض:

آن خاتم انبیا نبی مرسل                      بر جمله مقدّم است در علم ازل

هر چند نتیجه هست آخر ز قیاس            در رتبه چو بنگرند باشد اول

(ص 165)

ظهوری:

در روز حساب، ایمن از هر خطریم       خوش طالع ما که در شمار دگریم

از خاتمۀ به خیر خاطر [شادیم]               صد شکر که امّتان خیر البشریم

(ص 169)

میرمؤمن ادانی یزدی:

تا در جسد مدینه جسمت شده جان       اسم تو گرفته قاف تا قاف جهان

در لفظ مدینه بین کز اعجاز تو چون       مه شق شده و گرفته دین را به میان

(ص 171)

ملا ناظم هروی:

از درگهت ای رسول یثرب مسکن         معذورم اگر به یادم آمد رفتن

نگذاشت مروت که ز گرد حرمت         عطری برسانم به گریبان وطن

(ص 171)

ملا عبدالرزاق لاهیجی:

گر سایه نداشت همره آن شمع یقین       گویم به تو سرّ این به برهان مبین

او سایۀ حق است و بود ظاهر این          کز سایه دگر سایه نیفتد به زمین

(ص 172)

محمدطاهر غنی کشمیری:

ای جامۀ فقر، زیب پیرایۀ تو               وی شاه و گدا توانگر از مایۀ تو

از خامۀ صنع سر نزد نقش دو کَون        تا صرف نشد سیاهی سایۀ تو

(ص 172)

میرزا بدیع نصرآبادی:

دانی که محمد آن شهنشاه یقین           رفت و آمد چگونه بر عرش برین

چون عکس بر آیینه گذشت از افلاک      چون پرتو آفتاب آمد به زمین

(ص 173)

ملا ذوالفقار:

چون خواست محمد که به توفیق اله       از معجزه مه را شکند طرف کلاه

سبّابۀ او شد الف شقّ قمر                   اسمش مه بود و شد به این واسطه ماه

(ص 174)

ملا ناظم هروی:

پیغمبر ما که جزو و کل راست پناه         بر پایۀ قدر اوست معراج گواه

در سلسلۀ پیمبران ممتاز است             چون در صف اسماء الهی، الله

(ص 177)

ملا عبدالرزاق فیاض:

آن شب که رسول ما سفر کرد به عرش           سر از خُم نُه سپهر بر کرد به عرش

جبریل چگونه آمد از عرش به زیر               ذات نبوی چه سان گذر کرد به عرش

(ص 178)

میرزا طالب:

ای خُلق تو بر خَلق عیان از ره عین            موقوف شفاعت تو جرم کونین

آنجا که شفاعت تو باشد ترسم               از خلق حسن بگذری از خون حسین

(ص 178)

بخش دوم (رباعیات حسینی)

خالصا:

سقای فلک همیشه از بهر ثوا ب             افکنده به دوش خویشتن مشک سحاب

جام مه و خورشید به کف می‌گیرد            بر یاد حسینِ کربلا می‌دهد آب

(ص 144)

حاجی اسد بیگ:

از ساحت کربلا که بحر جود است         تا صحن نجف که جنت موعود است

یک گام ز کام دو جهان خالی نیست      این راه تمام منزل مقصود است

(ص 144)

ملا سحابی:

آسودۀ کربلا به هر حال که هست         گر خاک شود نمی‌شود قدرش پست

بر می‌دارند و سبحه‌اش می‌سازند           می گردانندش از شرف دست به دست

(ص 146)

میرزا ابراهیم ادهم:

هر تن که به خاک کربلا زار افتد            حاشا که به دوزخش سر و کار افتد

گر شمر بدان زمین رسد پاک شود           مانند سگی که در نمکزار افتد

(ص 151)

میرزا رفیع منشی:

در مشهد شاه دین که این رود آید              ناصاف بدان رو که به مقصود آید

خاکی است که از بهر طواف حرمش           زین راه به ؟؟؟؟ گریه آلود آید

(ص 160)

میرزا ابوتراب حافظ:

خود را چندی ز غم جدا می‌خواهم            در روضۀ شاه اولیا می‌خواهم

لَخت دل را ز دیده چون شاه شهید           افتاده به خاک کربلا می‌خواهم

(ص 168)

ظهوری:

راهم همه درد است و دوا می‌خواهم          گم گشته به خویش رهنما می‌خواهم

چون رشتۀ تسبیح تن راهم را                  آسوده به خاک کربلا می‌خواهم

(ص 169)

ملا هاشم همدانی:

در شارع کربلا شتابی دارم        در شوق نجف دل کبابی دارم

از پارۀ دل توشه دل ساخته‌ام      وز دیده حسینی پر آبی دارم

(ص 180)

بخش سوم (رباعیات مربوط به دیگر معصومان)

امام صادق علیه السلام:

حکیم ظهوری:

هر زر که نه جعفری است، آهن نسب است        روزش منما که خرج بازار شب است

از زمرۀ صادقانش اول شمرند                        آن کس که دم صبح درم زو لقب است

(ص 147)

امام کاظم علیه السلام

ظهوری:

از تفرقۀ حشر، کسی سالم نیست                     جز خاطر از بنی هاشم نیست (؟)

از قلزم غیظ حق عبور است محال                    گر کشتی مهر موسی کاظم نیست

(ص 137)

امام رضا علیه السلام:

میرزا محمدحسین نورس:

در کوی رضا است کعبه فرش حجرش             مسجد شده پیشخدمتش در نظرش

در قبلۀ روضه بیجهت مسجد نیست               محراب بخواست پشت کردن به درش

(ص 162)

حاجی خالصای استرآبادی:

یا شاه رضا به روضه‌ات یک لبیک                هر کس بگوید بشنود صد سعدیک

با زوار تو کفش بانان گویند:                کاین بیت مقدس است فاخلع نعلیک

(ص 164)

ملا معصوم فراش:

هر شام و سحر به زلف خود حور العین           جاروب کند غبار این خلد برین

گردش چو رسد به عرش از روی شرف           چون سرمه کشد به چشم، جبریل امین

(ص 168)

ملا ابراهیم‌حسین پیشنماز:

این روضۀ پر نور رضا مفخر دین                  دارد شرف عظیم بر خلد برین

از کثرت خدّام در این منزل قدس                    پامال شود خدمت جبریل امین

(ص 173)

میر سیدعلی مهری:

[ظن] بد نبری که مشهد [از] اهل گناه            پیوسته لبالب است، سبحان الله!

مهری! چو تو هر بدی که در عالم بود                آورد بدین در، ز بد خویش پناه

(ص 175)

امام مهدی علیه السلام:

میرزا ابراهیم ادهم:

ای مهدی دجال کش غیرتِ خور                       وی در سلک چارده معصوم چو در

در دور تو شد عیار عصمت کامل                      چون ماه که در چهارده گردد [پر]

(ص 158)

خلیل بیک فیاض:

آن شاخ گل ار چه هست پنهان ز چمن                از فیض وجود اوست رنگین گلشن

خورشید اگر چه گشت در ابر نهان                      از نور وی است باز عالم روشن

(ص 167)

میر سیدعلی مهری:

یا شاه برون آی چو ماه از خرگاه                         آفاق منور کن از روی چو ماه

داریم همه دیدۀ امّید به راه                                  یا حضرت صاحب الزمان بسم الله

(ص 175)

دوازده امام:

میرزا ابوالحسن وحی:

از بعد علی، حسن امام است یقین                        وآنگاه حسین و عابد و باقر دین

پس جعفر و موسی و رضا دان و تقی                    دیگر نقی است [و] عسکری، مهدی دین

۱۶۷)

منبع: رسائل و مسائل

Print
7732 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

علوم وابسته

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران. خ آزادی. خ کارون. پ644. زنگ5
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 110 1398 0920

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com