تأثیر سیاست‌های فرهنگی رهبران و دولت‌های جمهوری اسلامی بر ادبیات

تأثیر سیاست‌های فرهنگی رهبران و دولت‌های جمهوری اسلامی بر ادبیات

رضا بیات

چکیده:

در یک مطالعۀ اجمالی، کوشیدم تا تأثیر سیاست‌های فرهنگی رهبران و رؤسای جمهور انقلاب اسلامی بر ادبیات را بررسی کنم. به این منظور، جدای از حب و بغض‌های سیاسی و صرفا بر اساس مطالعۀ آثار هر روزگار، شاخص‌های سیاسی و فرهنگی را استخراج کردم و سعی کردم رابطۀ آنها را نشان بدهم. برای این که از نتایج کار مطمئن شوم، خیلی مختصر، سینما و تلویزیون را نیز رصد کردم. با این پیش‌فرض که اگر فلان سیاست فرهنگی روی ادبیات اثر گذاشته، قاعدتا باید روی سینما هم مؤثر بوده باشد.

پیش‌فرض‌های مهم من در این تحقیق عبارتند از:

تأثیر سیاست و جامعه روی فرهنگ، ادبیات و هنر

ماندگاری سنت‌های فرهنگی

پذیرش استثنا در احکام علوم انسانی

توضیح پیش‌فرض‌ها:

1- تأثیر سیاست و جامعه روی فرهنگ، ادبیات و هنر

برای این پژوهش، ابتدا تئوری‌‌های اصلی نقد جامعه شناختی را مرور کردم. نقطۀ مشترک نظریات مختلف اثرپذیری هنرمند از جامعه بود:

اسکاربیت می‌گوید: «شاعران و نویسندگان برجسته، آیینۀ تمام نمای جامعۀ خویش هستند. ژرفا و گستردگی اندیشۀ هر یک از شاعران و نویسندگان و نحوۀ برخورد آن‌ها با امور و مسائل اجتماعی محیط خود و معرفی آن، تصویری منظم و کامل از تحول و کمال جامعه را ارائه می‌دهد» [1]

هیپولیت تن می‌گوید: «ادبیات محصول زمان، نژاد و محیط اجتماعی است» [2]

«نویسنده به تنهایی خالق یک اثر نیست؛ بلکه فاعل اصلی اثر، جامعۀ آن عصر است که عقاید، خواسته‌ها و امیال افراد آن در یک اثر تجلی می‌یابد و شعر نیز از این خصوصیت مستثنی نیست» [3]

 دربارۀ جامعه‌شناسی و ادبیات، جامعه‌شناسی در ادبیات و بالاخره جامعه‌شناسیِ ادبیات کار‌هایی انجام شده است. برخی اجتماعیات در ادبیات فارسی را گرد آورده‌اند (جامعه شناسی در ادبیات)؛ برخی مروری تاریخی بر روابط بین این دو رشته داشته‌اند و مقالات و کتاب‌ها و نگاه‌‌ها را فهرست کرده‌اند (جامعه‌شناسی و ادبیات) و گروه سوم که در تحقیق حاضر موضوعیت دارند، شرایط اجتماعی بروز و ظهور انواع مختلف ادبی و مکاتب و ... را بررسی کرده‌اند (جامعه‌شناسیِ ادبیات).

قاعدتا آثار گروه سوم باید برای این پژوهش مفید باشد؛ اما متأسفانه به چند دلیل این گونه نیست:

این علوم ترجمه‌ای هستند و مترجمان و اساتید ایرانی هنوز نتوانسته‌اند چنان‌که بایسته است، این مفاهیم را بومی و کاربردی کنند.

از آنجا که نوع ادبی اصلی در اروپا و امریکای مدرن، رمان است، آنچه در غرب پیش آمده، نقد جامعه شناختی رمان بوده و مترجمان نیز پس از ترجمۀ نقد آثار کافکا و فلوبر و ...، اگر کاری کرده‌اند، نقد رمان‌های هدایت و چوبک بوده است. آنان حتی به رمان‌های امروزین که از مبانی فکری غرب کمی فاصله گرفته است نپرداخته‌اند و آثار امثال رضا امیرخانی و سید مهدی شجاعی و رضا رهگذر، کمتر به نقد‌های این اساتید راه یافته‌اند.

این نکته را نیز باید به موارد فوق افزود که حتی اگر تصور کنیم، کسی قصد کرده باشد نقد جامعه‌شناختی را بر شعر معاصر تطبیق داده باشد، بنا به سنت دانشکده‌‌های ادبیات، شعر معاصر را منحصر در پنج تن دیده است: نیما، اخوان، شاملو، سهراب و فروغ.

2- ماندگاری سنت‌های فرهنگی

سنت‌های فرهنگی و ادبی گاهی به تدریج و گاهی ناگهانی به وجود می‌آیند؛ اما در اغلب موارد از بین نمی‌روند؛ بلکه ضعیف و حاشیه‌ای می‌شوند. چنان که قصاید سبک خراسانی و غزلیات عرفانی سبک عراقی و شعر اجتماعی ـ انتقادی سبک مشروطه هنوز با همان کیفیت تولید می‌شوند. چیزی که هست این است که حجم تولید آن قدر پایین آمده که کمتر دیده می‌شود. بنا براین در ادبیات امروز نیز هنوز، هم شعر دهه 60 تولید می‌شود؛ هم آثار دورۀ خاتمی برقرار است و هم آثار دورۀ احمدی‌نژاد.

اگر می‌گویم فلان سیاست فرهنگی باعث فلان رویکرد در ادبیات شد، یعنی:

ممکن است قبل از آن دوره هم این رویکرد وجود داشته باشد؛ اما کم و حاشیه‌ای.

در این دوره اوج گرفته یا به وجود آمده است.

پس از این دوره هم وجود دارد؛ فقط کمی ضعیف‌تر.

3- پذیرش استثنا در احکام علوم انسانی

در علوم انسانی شاید هیچ حکمی کلی و بی‌استثنا نباشد. مثلا اگر می‌گویم در دهۀ 60 شعر عاشقانه نمود ندارد؛ یعنی:

ممکن است تولید شود؛ اما منتشر نمی‌شود.

ممکن است منتشر ه بشود؛ اما آنقدر کم و نادر که قابل توجه نیست.

در این تحقیق جریان‌های پررنگ فرهنگی را دیده‌ام و رصد کرده‌ام؛ اما منکر نیستم که جریانات کوچک‌تر یا حتی استثنائاتی وجود دارند که در هیچ جریانی نمی‌گنجند.

دیگر این که این تحقیق جزئی از رسالۀ دکتری من است که موضوعش نقد شعر مذهبی بعد انقلاب بود. لذا تمرکز نسبی این تحقیق بر شاعرانی است که مذهبی هم سروده‌اند. هرچند که عمدۀ شاعران روزگار ما، در این تعریف می‌گنجند؛ اما نمی‌توان منکر شد که گروهی هم هستند که اساسا شعرشان دیده نشده است. این از نقایص بارز این تحقیق است.

منابع مطالعه:

برای مطالعۀ تاریخ فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی، باید اخبار و گزارش‌های فرهنگی این سال‌ها را می‌دیدم. اما این گزارش‌ها، رسمی و غیر‌رسمی، خالی از حب و بغض و نگرش ایدئولوژیک نبود و نمی‌توانست به تمامی واقع‌نما باشد. چاره‌ای نبود جز این‌که در انتخاب منابع تحقیق، تنوع مشرب‌ها و دیدگاه‌ها را لحاظ کنم؛ لذا این منابع را دیدم:

دورۀ نشریات فرهنگی ادوار مختلف. کیهان فرهنگی و سورۀ اندیشه بیش از باقی نشریات دیده شدند؛ اما منابعی مثل سالنامه‌‌های همشهری و شرق و ... نیز مورد استفاده بودند.

مرور منابع رسمی تبلیغ مذهبی که ناظر به وقایع روز بودند و در طول این سه دهه امتداد داشته‌اند؛ مثل خطبه‌های نمازجمعۀ تهران (در حد امکان و به شکل محدود) و برنامۀ تلویزیونی «درس‌هایی از قرآن» حجه الاسلام قرائتی.

نشریات و کتب طنز اجتماعی. این آثار آزادانه‌تر از دیگر نوشته‌ها به نقد وضع موجود در هر دوره پرداخته‌اند. البته نقدهای طنز در حد اشاره است و نهایتاً می‌توانند سرنخی باشند برای کشف یک مسألۀ فرهنگی-اجتماعی.

مصاحبه با برخی فعالان خرد و کلان فرهنگی از گروه‌‌ها و دیدگاه‌‌های مختلف.

تقسیم‌بندی ادوار فرهنگی انقلاب:

اسکاربیت می‌گوید: «جامعه‌شناسی ادبیات عوامل فرهنگی را شناسایی می‌کند و در عین حال خطوط اصلی سیاست فرهنگی را تعیین می‌نماید» [4]. بر همین اساس تلاش کردم که طرحی از وضعیت فرهنگی سه دهه اخیر تصویر کنم.

مهم‌ترین عامل مشترکی که بر فرهنگ این سه دهه، خصوصا شعر، اثر گذاشته، آیت الله خامنه‌ای است که 8 سال ریاست جمهوری را به عهده داشته و تا کنون 28 سال است که نظام را رهبری می‌کند. ایشان از دوران جوانی در محافل شعری مشهد حضور داشت و با شعرا محشور بود [5]. پس از انقلاب که شاعران بزرگی مثل اخوان و شاملو از انقلاب کناره گرفتند، عرصۀ شعر از وزنه‌های ادبی خالی شد. آیت‌الله خامنه‌ای با تلاش بسیار و نامه‌نگاری‌های خصوصی با شعرا، بسیاری را دعوت به همکاری کرد و عملاً شعر انقلاب را پایه‌ریزی کرد. حتی شاعرانی که با نظام همراهی نمی‌کردند نیز در مواقع نیاز، به ایشان رجوع داشتند. معرفی‌نامۀ منظومی که اخوان برای حسین منزوی نوشته است نمونه‌ای از این موارد است[6]. از همان روزگار ریاست جمهوری دیدارهایی با شعرا داشتند که تا کنون ادامه یافته است و البته حدود ده پانزده سال است که رسانه‌ای شده و نمود بیشتری دارد.

برای تقسیم‌بندی باید به دنبال عامل افتراق بود؛ لذا عامل اشتراک، آیت‌الله خامنه‌ای، در عین تأثیرگذاری، از روند تقسیم‌بندی ادوار کنار گذاشته شد. بر اساس دوران ریاست عالی‌ترین مقامات مؤثر بر فرهنگ، تاریخ ایران پس از انقلاب اسلامی به چهار دورۀ سیاسی تقسیم شد: دورۀ رهبری امام خمینی، دورۀ ریاست جمهوری آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی، دورۀ ریاست جمهوری حجه‌الاسلام خاتمی و دورۀ ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد.

رویکرد‌های فرهنگی رؤسای این چهار دوره بیش و کم با هم متفاوت بوده و بر فرهنگ عمومی مردم تأثیر گذاشته است؛ چرا که «الناس علی دین ملوکهم». بدیهی است که حوزۀ نفوذ فرهنگ‌ها را نمی‌توان دقیق خط کشی کرد؛ نه جغرافیایی و نه زمانی؛ بنا براین تأثیرات هر یک از این چهار دوره اندکی پیش و پس دوره نیز پررنگ است و در دوره‌‌های دیگر نیز به کلی از بین نمی‌رود؛ بلکه به جریانی ضعیف و غیر اصلی تبدیل می‌شود.

 

ادامه دارد ...

منبع: الفیا

 



[1]  فرهنگ توصیفی نقد و نظریه های ادبی. مدرسی، فاطمه. تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ۱۳۹۰. ص129؛ جامعه شناسی ادبیات. اسکاربیت، روبرتو. مترجم: مرتضی کبتی. تهران: سمت، ۱۳۷۶. ص4.

[2] نگاهی به اندیشه‌های هیپولیت تن و نقد جامعه شناختی ادبیات و هنر. ناظرزاده‌ کرمانی، فرهاد. نمایش 1 (4): 2229. 1370. ص24.

[3]  فرهنگ توصیفی نقد، ص130.

[4] همان، ص132.

[5] مجموعه آثار عبدالعلی نگارنده. نگارنده، عبدالعلی. تهران: آرام دل، ۱۳۹۲. ص24.

[6] امامِ جمعۀ تهران، جناب خامنه‌ای/ کسی که این ورق آرد حسین منزوی است... اخوان ثالث، «شعری که اخوان ثالث برای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نوشت». خبرگزاری مهر. دسترسی:  6/6/94.

‪http://www.mehrnews.com/news/2375647/.

 

Print
686 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com