تأملی زیبایی‌شناختی بر ما رأیت الا جمیلا

تأملی زیبایی‌شناختی بر ما رأیت الا جمیلا

 

دکتر عطیه مشاهری فرد

مقدمه

«ما رأیت الا جمیلا» جمله‌ای است که حضرت زینب (س) در پاسخ به ابن زیاد فرمودند؛ آنگاه‌که ابن زیاد در کاخش جلوس کرد و بارِ عام داد و رأس مبارک حسین علیه‌السلام در پیشش نهاده شد. در آن هنگام زنان و کودکان حضرت نیز وارد شدند و زینب دخت گرامی علی علیه‌السلام به‌صورت ناشناخته در آن مجلس نشست (سید ابن طاووس،1381: 53). احتمالاً آنگونه که مرتضی مطهری در کتاب حماسۀ حسینی گفته است، ابن‌زیاد از روی احترامی که زنان دیگر بر حضرت زینب می‌گذاشتند، ایشان را می‌شناسد (مطهری،1390: 283)؛ اما ازآنجایی‌که می‌خواهد زینب (س) و بنی‌هاشم را خفیف سازد می‌پرسد «من هذه المتنکره؟» این زن ناشناس کیست؟ و زمانی که هویت زینب (س) برای او فاش می‌شود رو به ایشان می‌کند و می‌گوید: رفتار خداوند را نسبت به اهل‌بیتت چگونه دیدی؟ و اینجاست که حضرت زینب (س) کلامی را به زبان می‌آورند که همچون جملۀ قصاری بارها و بارها تفسیر و تأویل شده است.

 زینب سلام الله علیها آنچه را «مصیبه ما أعظمها وأعظم رزیتها فی الإسلام وفی جمیع السماوات والأرض» (زیارت عاشورا) خوانده شده است، زیبا توصیف می‌کند و می‌گوید «ما رأیت الا جمیلا» (سید ابن طاووس،1381: 54)؛ یعنی هرچه دیدم، زیبا بود یا جز زیبا ندیدم. معلمان عرفان و اخلاق از این کلام تفسیرهای گوناگونی به دست داده‌اند؛ اما اگر با نگاهی زیبایی‌شناسانه به این جمله بنگریم، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، این است که زینب (س) با همین یک جمله جواب تحقیر ابن زیاد را می‌دهد. این جمله هم تعظیم امام حسین (ع) است و هم بزرگداشت گویندۀ آن یعنی خود حضرت زینب (س) و هم خوارداشت ابن زیاد. اما چطور؟ اینجاست که باید وارد نظریات زیبایی‌شناسی شویم.


زیبایی عینی و ذهنی

دربارۀ اینکه تعبیر ما از زیبایی تنها تصور ماست یا زیبایی امری عینی و واقعی است، نظرات گوناگون و بعضاً متخالفی بیان شده است. عده‌ای زیبایی را امری ذهنی می‌دانند که وجود عینی ندارد و نتیجۀ تصور مدرِک یا فاعل شناساست. (در فلسفۀ غرب، ذهن‌گرایان و پدیدارشناسان به تبعیت از آرای کانت قائل به ذهنی بودن زیبایی‌اند)؛ در مقابل، گروهی زیبایی را امری عینی در شیء یا طبیعت می‌دانند (مانند اکثر فلاسفۀ اسلامی همچون ابن سینا و ملاصدرا)؛ یعنی فارغ از بود و نبود فاعل شناسا، زیبایی در عالم خارج وجود دارد. در میان این دو گروه، گروهی قرار دارند که زیبایی را به اعتبار مدرَک عینی و به اعتبار مدرِک ذهنی می‌دانند. به‌بیان‌دیگر از طرفی شاخصه‌هایی در ابژه باید وجود داشته باشد تا بتوان آن را زیبا دانست و از دیگر سو آن‌کس که به ابژه می‌نگرد باید خصوصیات و علمی داشته باشد که بتواند زیبایی را در ابژه تشخیص بدهد. از میان متقدمان، ملاصدرا (980 - 1050 ه‍. ق) زمانی که از عشق صحبت می‌کند، سمت‌وسوی نظریاتش به سمت اعتبار دادن به فاعل شناسا متمایل می‌شود و برای درک او در داوری زیبایی‌شناختی سهمی قائل می‌شود. در میان متأخران آنکه به نظر می‌رسد بیش از همه به شناسایی ویژگی‌های مطلوب در فاعل شناسا پرداخته است، دیوید هیوم (فیلسوف اسکاتلندی 1711- 1776) است. هیوم معتقد است کسی که در محل ابراز یک رأی زیبایی‌شناختی واقع می‌شود باید داوری آرمانی با خصوصیاتی ویژه و دارای ذوقی سلیم باشد (رک: هیوم،1392: 198)

پس برای اینکه صحت‌وسقم گزاره‌ای زیبایی‌شناختی را بررسی کنیم بهتر است ویژگی‌های هر دو سوی این ارتباط یعنی سوژه و ابژه را توأمان در نظر داشته باشیم.


شاخص‌های زیبایی در واقعۀ عاشورا و وجود حضرت زینب (س)

عوامل متعددی در طول تاریخ برای زیبایی ذکر شده است. کمال یکی از ویژگی‌هایی است که ذکر آن در آراء فیلسوفان بسیار پربسامد است. از میان فلاسفۀ یونان، افلاطون زیبایی را کمال و کمال را تشبه به خداوند معرفی می‌کند و تأثیر مستقیمی بر فلاسفۀ اسلامی در یکی دانستن جمال و کمال می‌گذارد. پس از او سنت توماس آکویناس (فیلسوف و متکلم کاتولیک حدود 1224-1274 م.) کمال را یکی از سه شرط زیبایی قلمداد می‌کند (مارگولیس، 1391: 27)

ابن‌سینا (370 -428 ه‍. ق) نیز معتقد است زیبایی و شکوه هر چیزی به این است که آن‌چنان باشد که واجب است آن‌چنان باشد (هاشم نژاد، همان: 48). به‌طورکلی کمال در بینش اسلامی و عرفانی اساس زیبایی دانسته می‌شود. فارابی (257- 339 ه‍. ق) در کتاب آرای اهل مدینه فاضله نسبت زیبایی و کمال را این‌گونه تبیین می‌کند: زیبایی یک موجود در آن است که به بهترین غایت وجودی و نهایت کمال خود رسیده باشد (فارابی،1991:52). محمد غزالی (450 505 ه‍. ق) فقیه و متکلم شافعی در اثر بنام خود، کیمیای سعادت، جمال هر چیز را در پیوستگی کامل با درجۀ حصول کمال ویژۀ آن چیز برشمرده و بیان می‌دارد هنگامی‌که همۀ مراحل کمالی یک موجود حاصل شد آن موجود به اوج زیبایی می‌رسد (غزالی، 1361:148). علامه جعفری نیز معتقد است زیبایی نمودی است نگارین و شفاف که بر روی کمال کشیده شده است و کمال عبارت است از قرار گرفتن یک موضوع در مجرای بایستگی‌ها و شایستگی‌های خود (جعفری، 1369: 241).

بر اساس آنچه گفته شد، زیبایی، کمال مطلوب هر چیزی است. حال اگر موضوع این زیبایی، یک انسان باشد باید دید کمال انسان چگونه به دست می‌آید؛ آنگاه بر اساس درجۀ تقرب انسان به کمال، زیبایی او نیز تعریف می‌شود. البته باید توجه داشت که اگر کمال حقیقی انسان مطمح نظر است، باید به حقیقت انسان یعنی جنبۀ روحانی او توجه شود. همچنان که کمال جسم برای خود خصوصیاتی دارد، کمال روح نیز با ویژگی‌هایی شناخته می‌شود.

 یکی از راه‌های شناخت کمال، شناختن هدف غایی از وجود هر چیز است. قرآن کریم هدف از خلقت انسان را عبادت معرفی می‌کند: «و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون» (ذاریات: 56)؛ جن و انس را جز برای عبادت خود نیافریدم. به‌این‌ترتیب یکی از مؤلفه‌های کمال که خود عین زیبایی است، عبادت است.

یکی دیگر از اهدافی که قرآن برای آفرینش انسان ذکر می‌کند آزمایش اوست (برای نمونه، نک: هود: 7 و ملک: 2) تا نیکوکار از بدکار شناخته شود. بر این اساس، عبادت و قرار گرفتن در معرض آزمایش‌ها و پیروزی در آن‌ها می‌تواند کمال آدمی را به دنبال داشته باشد.

عاشورا نیز برای امام حسین علیه‌السلام صحنۀ ابتلا است. ایشان در روز عاشورا سخت‌ترین آزمایش‌های الهی را با سربلندی پشت سر می‌گذارد و در همان حال، حتی لحظه‌ای از عبادت و ستایش خدا دست نمی‌کشد.

اهدافی که برای خلقت انسان ذکر شد، هدف‌هایی کلی و مرتبط با تمام انسان‌ها است. اما خداوند برای انسان‌های برگزیده‌اش اهدافی اختصاصی نیز در نظر گرفته است و اگر این انسان‌ها به این اهداف نائل شوند، کمال ویژۀ خویش را نیز درمی‌یابند. حضرت زینب در کاخ ابن زیاد می‌گوید: «آنان (حسین و یارانش) گروهی بودند که خدا بر آنان شهادت را مقرّر داشته و آنان به سوی قتلگاه خود شتافتند» (سید ابن طاووس،1381: 54)؛ یعنی کمال آن‌ها، شهادتی بود که خداوند برایشان مقدر ساخته بود و ایشان با شتافتن به سمت آن، کمال ویژۀ خویش را نیز کسب کردند.

از طرف دیگر کمال را می‌توان هرچه الهی‌تر شدن انسان نیز دانست. خداوند جمیل مطلق و خالق همۀ زیبایی‌هاست. این عقیده که برآمده از آیات قرآنی است، اساس بسیاری از ملاحظات عرفانی را نیز تشکیل می‌دهد. چنان‌که ابن فارض در قصیدۀ تائیه کبری می‌گوید:

فکل ملیح حسنه من جمالها       معار له بل حسن کل ملیحه (1968:121)

زیبایی هر صاحب ملاحتی، عاریه‌گرفته شده از اوست؛ بلکه او زیبایی هر زیبایی است. و عطار نیشابوری می‌گوید:

هر لباس کان به صحرا آمده است          سایۀ سیمرغ زیبا آمده است (منطق‌الطیر: 1124)

در فلاسفۀ اسلامی نیز خداوند مبدأ و منبع جمال معرفی می‌شود. چنانکه ملاصدرا می‌گوید: «و هو مبدأ کل جمال و زینة و بهاء و مبدأ کل حُسن و نظام» (صدرا، 1354:151). سابقۀ این عقیده را در فلسفۀ یونان نیز می‌توان یافت. برای نمونه فلوطین به یک منبع زیبایی مطلق اشاره می‌کند که تمام زیبایی‌ها برآمده از آن است (ر.ک تاسوعات: 174) و آکویناس معتقد است زیبایی همه‌چیز نشئت‌گرفته از زیبایی الهی است (کوماراسوامی،1394:157).

 زیبایی کمال را می‌توان در نزدیک شدن هرچه بیشتر به مبدأ زیبایی تعریف کرد و از این رو کمال انسان را در هرچه نزدیک‌تر شدن به خداوند دانست. به‌این‌ترتیب، میزان نزدیکی به خداوند جمیل، درجات کمال برای انسان و درجات زیبایی معنوی را به همراه دارد. یکی از راه‌های نزدیکی به خداوند جمیل نیز ستایش و عبادت اوست. امام حسین (ع) نیز در دعای عرفه عبادت را راه نزدیک شدن به خداوند معرفی می‌کند و می‌فرماید: «فَاجْمَعْنی عَلَیْکَ بِخِدْمَهٍ تُوصِلُنی اِلَیْکَ» مرا با وجودت گرد آور، به‌وسیله عبادتی که مرا به تو می‌رساند. عبادت امام حسین (ع) و یارانش، هم آن‌ها را به غایت و کمال خود نزدیک می‌سازد و هم وسیلۀ تقرب ایشان به صاحب جمال حقیقی یعنی خداوند می‌شود و به این صورت زیبایی را در آنان مضاعف می‌سازد.

به‌این‌ترتیب زیبایی عاشورا در نمایش کمال انسان تبلور می‌یابد. کمالی جمعی و شخصی و نزدیک شدن به اصل زیبایی که همانا خداوند متعال است به وسیلۀ عبادت، نیکی، فداکاری و تسلیم بودن در آزمایش‌های الهی به رضای خداوندی که أَحْسَنَ کلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ؛ هر چیز را به زیباترین وجه خلق کرد (سجده:7).

اما آیا این زیبایی برای همه آشکار است؟ همان‌گونه که در آغاز سخن، گفته شد؛ زیبایی برای هرکسی قابل‌فهم نیست یا به بیان بهتر زیبایی و درجات آن به این بستگی دارد که چه کسی به آن نگاه می‌کند. از نخستین تأملات فلسفی دربارۀ زیبایی، همواره حالات فاعل شناسا در ایراد حکم زیبایی‌شناختی محل بحث و تفکر بوده است. به گفتۀ فلوطین روحی می‌تواند از زیبایی معنوی بهره ببرد و آن را بازشناسد که خود زیبا باشد، روح زشت هرگز موفق به درک زیبایی‌های معنوی نخواهد شد (جلد 1، انئاد اول، رساله ششم، فصل چهارم: 115) ازاین‌رو متفکرانی چون یوهان گوتلیب فیخته (1762-1814 م) و هیوم معتقد بودند زشتی و زیبایی وابسته به دید بیننده است (رک: قطبی،1352: 6 و هیوم،1392: 198).

شخصی که رأی بر زیبایی عاشورا می‌دهد باید کسی باشد که با فهم هدف غایی از خلقت، هر چیز را همان‌گونه که باید باشد، می‌بیند. آن‌گونه که پیامبر اکرم نیز از خداوند درخواست دیدن حقیقت پدیده‌ها را دارد: «الّلهُمَّ أرِنا الأشیاءَ کما هِی».

زینب که خود مصداق فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا (معارج:5) است، راز بَلَاءً حَسَنًا (انفال:17) را دریافته است و با درک همۀ کمالاتی که در واقعۀ کربلا کسب شده‌اند، زیبایی معنوی این واقعه را به چشم جان دیده و چشیده است. ازاین‌رو جملۀ معروف «ما رأیت الا جمیلا» را باید در دو پاره دید: یکی «جمیلا» که به واقعۀ عاشورا و امام حسین و یاران شهیدش برمی‌گردد و یکی «رأیت» که نشان می‌دهد هرکسی را چشم دیدن این زیبایی نیست و این زینب است که می‌تواند زیبایی عاشورا را از ورای رنج‌های تنیده‌شده با آن ببیند. بدین ترتیب این جمله در عین کوتاهی بزرگداشت حضرت زینب و امام حسین و یارانش و خوارداشت ابن زیاد است که خود را پیروز این واقعه می‌پنداشت.

 


منابع

-       قران کریم

-       ابن فارض، (1968)، دیوان، بیروت: دارالکتب العلمیه.

-       جعفری، محمدتقی، (1369). زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، تهران: انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.

-       سید ابن طاووس، علی بن موسی، (1381). لهوف، برگردان ابوالحسن میرابوطالبی حسینی، قم: دلیل.

-       شیرازی، صدرالدین محمد بن ابراهیم، (1354). المبدأ و المعاد، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران.

-      عطار نیشابوری، فریدالدین محمد، (1388). منطق‌الطیر، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات دکتر شفیعی‌کدکنی، تهران: سخن، چاپ هفتم (ویرایش سوم).

-       غزالی، ابوحامد محمد بن محمد، (1361). کیمیای سعادت، تصحیح احمد آرام، تهران: کتابخانۀ طهوری.

-       فارابی، ابونصر، (1991)، آراء اهل المدینه الفاضله، تحقیق البید نصری نادر، بیروت: دارالمشرق.

-       فلوطین، (1366). دورۀ آثار فلوطین، ترجمۀ محمد حسن لطفی، تهران: خوارزمی.

-       قطبی، محمد یوسف، (1352). تحقیق در تعریف هنر، تهران: زوار.

-       کوماراسوامی، آنانداکنتیش، (1394). فلسفه هنر مسیحی و شرقی، تهران: فرهنگستان هنر.

-       مارگولیس، جوزف، (1391). زیبایی‌شناسی در قرون وسطی، در دانشنامه زیبایی‌شناسی، ویراستۀ گات، بریس و دومینیک مک آیور لوپس، مترجمان منوچهر صانعی، بابک محقق و دیگران، تهران: نشر فرهنگستان هنر، چاپ پنجم.

-       مطهری، مرتضی، (1390). حماسه حسینی (جلد اول: سخنرانی‌ها)، تهران: صدرا، چاپ هفتادم.

-       هاشم نژاد، حسین، (1392). زیبایی‌شناسی در آثار این سینا، شیخ اشراق و صدر المتألهین، تهران: سمت.

-        هیوم، دیوید، (1392). کاوش در مبانی اخلاق، ترجمه مرتضی مردیها. تهران: انتشارات مینوی خرد.

-        ـــــــــــــ، (1388). در باب معیار ذوق و تراژدی، ترجمه علی سلیمانی، تهران: مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری «متن»، چاپ دوم.

Print
556 Rate this article:
4/8

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


چارت سازمانی
نشانی:تهران, خیابان بهارستان , خیابان صفی علی شاه , کوچه درویش , پلاک 6 تلفن: 02177687441
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 09399990190

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com