معرّفی کتاب «کتیب معجزات»، تألیف تقی‌الدّین محمّد حیرتی

معرّفی کتاب «کتیب معجزات»، تألیف تقی‌الدّین محمّد حیرتی


مهدی قصری

شناسنامۀ کتاب:

نام کتاب: کُتیبِ معجزات

مؤلّف: تقی‌الدّین محمّد حیرتی

تحقیق و مقدّمه: مهدی رحیم‌پور

تصحیح: یوسف بیگ بابا‌پور

ناشر: تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی

سال چاپ: 1394

تعداد صفحات: 1286

 

معرّفی شاعر

تقی‌الدّین محمّد حیرتی، شاعر قرن دهم هجری و معاصر با دوران سلطنت شاه‌ طهماسب صفوی‌ است. سال تولّدش در هیچ منبعی ثبت نشده و در محلّ تولدش هم اختلاف است؛ اما احتمالاً بنا بر قرائن موجود، در مرو به دنیا آمده باشد. خود او نسبتش به مرو را - شاید به این خاطر که شیعه‌ای متعصّب بوده و ازبکان سنّی‌مذهب در آن دوران بر مرو حاکم بودند- انکار می‌کرده و ضمن هجو مرویان، خود را اهل تون می‌دانسته ‌است. حیرتی در طول زندگی خود در مناطق مختلفی اقامت داشته و از مرو به تون، بخارا، سمرقند، ری، بغداد، آذربایجان و گیلان سفر کرده است. انگیزۀ سفرهای او را می‌توان در سه محور خلاصه کرد:

1. تحصیل علم؛ 2. فرار از دست پادشاهان یا مخالفان؛ 3. زیارت اماکن مذهبی

یکی از ویژگی‌های اخلاقی و اجتماعی حیرتی، با توجّه به آنچه در تذکره‌ها و تواریخ آمده، تعصّب او به مذهب شیعه و محبّت اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است؛ تا جایی که از هجو اهل سنّت و نسبت دادن الفاظ رکیک به بزرگان آن‌ها ابایی نداشته است. او برای تعدادی از شاعران هم‌عصر خود مانند محتشم کاشانی، مولانا جمال‌الدّین محمّد و میرقدسی احترام بسیاری قائل بوده است؛ اما در مقابل، با عدّه‌ای چون وحیدی قمی، مولانا سائل همدانی، امیدی طهرانی و سلطان‌محمد صدقی استرآبادی مناظره داشته و آن‌ها را هجو کرده است.

حیرتی سرانجام در 24 صفر سال 961 هجری درگذشت. در مورد علّت مرگ او روایات متفاوتی وجود دارد. قدر مسلّم این است که او از بام کاروانسرایی که خودش در کاشان ساخته بود، افتاد و درگذشت. برخی دلیل سقوطش را مستی مفرط دانسته‌اند و بعضی نوشته‌اند دزدانی که به کاروانسرایش حمله کرده بودند، او را از بام به پایین انداخته‌اند[1].

آثار حیرتی

1.     کتیب معجزات

2.     دیوان شعر: هیچ نسخه‌ای از دیوان او پیدا نشده؛ اما تقی کاشی حدود 900 بیت از اشعارش را در خلاصة‌الاشعار آورده است.

3.     قصیده در معجزات پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : او این قصیدۀ 90 بیتی را در سال 945 به نام شاه‌ طهماسب و در جواب قصیدۀ جامع النبوة جامی سروده است.

4.     مثنوی گلزار: به تقلید از بوستان سعدی سروده و نسخه‌ای از آن یافت نشده است.

5.      منظومۀ واجبات نماز: این منظومه در مقدمۀ کتیب معجزات آورده شده است. (مقدمۀ دیوان، ص 45)

معرّفی کتیب معجزات

 کُتَیبِ معجزات مهم‌ترین اثر حیرتی و منظومه‌ای دینی است که در بحر هزج و به قول خود حیرتی، در بحر خسرو و شیرین سروده شده است. موضوع این کتاب، فضایل، مناقب، معجزات و شرح جنگ‌های پیامبر (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و امامان شیعه است. بنا به شمارش خود شاعر، این منظومه در بیست هزار و هشتصد بیت سروده شده و در سال 953 هجری، یعنی هشت سال قبل از درگذشت او، به اتمام رسیده است.

حیرتی سبب نظم کتاب را این‌گونه بیان می‌کند: روزی کاتبی از شیراز به دربار شاه طهماسب صفوی آمد و کتاب بهجة المباهج را که خود کتابت کرده بود، به شاه تقدیم کرد. حیرتی در دل این آرزو را می‌پروراند که ای کاش شاه به او اجازه بدهد تا این کتاب را به نظم بکشد. در همین اثنا، شاه رو به حیرتی می‌کند و می‌گوید: این کتاب را به نظم بکش. به همین دلیل او با افتخار بهجة المباهج را به نام شاه‌طهماسب صفوی به نظم در می‌آورد.

... در آن ساعت به من دولت قرین گشت           مرا در خاطر فاتر چنین گشت

که گر شاه جهانگیرِ فلک‌قدر                          که دارد روشنی از رأی او بدر،

دهد رخصت به نظم این کتابم                        کند دولت به فیروزی خطابم

... مرا با خود هنوز این گفتگو بود                    دلم در التماس آرزو بود

که از ارکان دولت کامیابی                             به من کرد از در رحمت خطابی

که صادر گشت امر حضرت شاه                      که از پیدا و پنهان است آگاه

که این تاریخ را منظوم سازی                         به نظم این نثر را مرقوم سازی... (صص 21-24)

«بهجة المباهج فی تلخیص مباهج المهج فی مناهج الحجج، نوشتۀ حسن بن حسین شیعی سبزواری (متوفی 795ق) در معجزات و مناقب معصومین (ع) بوده که آن هم تلخیصی ا‌ست از کتاب مباهج المهج تألیف قطب‌الدّین کیدری (زنده در 610ق). با مقایسۀ سرفصل‌های کتیب معجزات با بهجة المباهج، معلوم می‌شود که بخش اعظم سرفصل‌های این دو اثر، مشترک هستند و حیرتی، کتیب معجزات را عیناً از روی بهجة المباهج به نظم کشیده و هیچ‌گونه دخل و تصرّفی در متن و ساختار آن نکرده است.» (رک. مقدّمۀ دیوان، صص 70-87)

این کتاب با مقدّمۀ مبسوطی در باب شرح‌حال شاعر و آثار او، توضیحاتی در خصوص منابع آن، نسخه‌های موجود از کُتیب، روش تصحیح و متن یکی از مثنوی‌های چاپ نشدۀ حیرتی به اسم واجبات نماز، آغاز می‌شود و پس از متن اصلی منظومه، با تصاویری از نسخه‌های دیوان و فهرست‌های پایانی به اتمام می‌رسد.

 

محتوای اثر

کُتیب معجزات از دیدگاه اندیشگانی، نمود بارزی از تفکر غالب در عصر صفوی‌ است. به این معنا که حیرتی در جای‌جای کتاب به دنبال فرصتی ا‌ست که عواطف و تعصّبات رایج شیعی را در میان داستان‌ها بروز دهد و بزرگان مخالفین را مورد دشنام و لعن قرار دهد. این رویکرد فکری بیشتر از همه در بخش قضایای امیرالمؤمنین (ع) محسوس است؛ زیرا در آن بخش، اغلب، قضاوت غلطی از جانب یکی از خلفا مطرح می‌شود که امیرالمؤمنین (ع) با قضاوت درست خود، خط بطلانی بر آن می‌کشد.

جایگاه ادبی اثر

این کتاب از نظر زبانی و ادبی و کیفیّت نظم، در مقایسه با منظومه‌های همتای خود، اثری میان‌مایه و متوسّط به حساب می‌آید. دلیل عمدۀ آن، این است که خواست حیرتی بر این بوده که گفتار حسن سبزواری را بی‌کم و کاست، به نظم درآورد که طبعاً در چنین شرایطی، مجالی برای هنرنمایی و خلّاقیت ادبی او باقی نمی‌ماند. البته حیرتی پیش از ورود به اصل کتاب و در دیباچه، تحمیدیه، نعت و...، از صنایع شعری مانند استعاره، موازنه، ترصیع و کنایه استفاده کرده و هنرمندی خود را در آوردن تعابیر شاعرانه به خواننده اثبات کرده است. تا جایی که خصوصیات کلام او در قطعه‌های آغازین، خواننده را به یاد نظامی می‌اندازد و حیرتی را در گروه مقلّدین نسبتاً توانای نظامی قرار می‌دهد؛ اما به محض ورود به بخش اصلی کتاب، کلام او به شدت رنگ می‌بازد و خواننده را با حکایاتی صرفاً منظوم مواجه می‌کند که گهگاه با تشبیهات و استعارات مبتذل آرایش یافته‌اند.

یکی از خصوصیّات کتیب معجزات، نحوۀ استفادۀ حیرتی از آیات و احادیث است. به این صورت که با روشی خلّاقانه و بدون استفاده از تلمیح، درج یا اقتباس، متن آیه یا حدیث را کامل در میان ابیات و به‌صورت نثر قرار می‌دهد:

... چو زهرا این سخن بشنید، بشکفت                         زبان بگشاد و این الفاظ را گفت:

ان الله هو السلام و منه السلام و الیه السلام 

 روا نبود خدا و مصطفی را                                     به دل گرد غمی خیرالنّسا را ...

در مجموع، ارزش کتیب معجزات، در ساخت و صورت هنری آن نیست، بلکه بیشتر از جهت تاریخی و روایی باارزش است؛ زیرا متنی ا‌ست حاوی مندرجات یکی از آثار مهم تاریخی شیعه که در کنار دیگر آثار تاریخی و روایاتی که از مناقب و معجزات معصومین (ع) سخن می‌گویند، درخور بررسی است.

نمونۀ شعر

روایت کرد محمّد بن اسحاق به اسناد متّصل:

1.     همه ارباب دینِ حق بر این‌اند                        مطیع قول معصومان دین‌اند

2.     چو آمد عایشه سوی مدینه                            ز بس با شاه مردان داشت کینه

3.     به کین آن شهنشاه حقایق                             همین می‌کرد تحریص خلایق

4.     ز یثرب نامه‌ای بنوشت پنهان                         به سوی ابن بوسفیان ز طغیان

5.     در آنجا شامیان را هم به تقریب                       به کین شاه مردان کرد ترغیب

6.     کند راوی ز مسروق این روایت                       از او منقول باشد این حکایت

7.     که گفت از عایشه روزی شنیدم                      چو یک ساعت برِ او آرمیدم

8.     که یا مسروق! پیش من غلامی‌ست                   که او را پیش من قدر تمامی‌ست

9.     نهادم عبد رحمن نام او را                             وزین رو می‌کنم اِنعام او را

10. که این نامی‌ست نام ابن ملجم                        نمایم احترام ابن ملجم

11. چو با او در مقام اعتقادم                               دمی غایب نمی‌گردد ز یادم

12. از او بسیار نقل این چنین هست                      سخن‌ها در میان اهل دین هست

13. دلالت می‌کند کآن نامسلمان                           بود از فعل‌های خود پشیمان

14. خلاص از شام ظلمانی نگردید                       به نور توبه نورانی نگردید

 

شرح ابیات

این شعر از زبانی بسیار ساده و نثرگونه برخوردار است و به‌جز استعارۀ «شام ظلمانی»، آرایۀ ادبی چشمگیری در آن یافت نمی‌شود؛ زیرا شاعر فقط قصد دارد روایت تاریخی را بی‌کم و کاست و بدون تحریف به نظم درآورد. به همین دلیل از هیچ امکانی برای هنری کردن بیان خود استفاده نکرده است. در شعر حیرتی، خواننده گهگاه با عبارات یا کلماتی روبه‌رو می‌شود که صرفاً برای پرکردن وزن و قافیه مصرف شده‌اند؛ تا جایی که حتی به فهم معنای شعر هم لطمه می‌زنند و شعر را دچار تعقید می‌کنند که در ادامه، به نمونه‌های آن اشاره خواهیم کرد.

3. کلمۀ «آن» و «همین» در مصراع اول، صرفاً وزن‌پرکن است. تحریص: تحریک، برانگیختن

5. به تقریب: تقریباً. به نظر می‌آید این قید صرفاً برای پر کردن وزن و قافیه باشد. وگرنه حیرتی آن را در معنای غالباً استفاده کرده است. این روایت در مصادر روایی به این شکل منقول است:

«محمّد بن اسحاق از جناده روایت می‌کند که هنگامی که عایشه از بصره به مدینه بازگشت، از تحریص مردم بر دشمنی امیرالمؤمنین(ع) دست برنمی‌داشت. او نامه‌ای به معاویه و اهل شام نوشت و آنان را نیز بر ضدّ حضرت تحریک کرد.» (مجلسی، 1403، ج32: 341)

6. مصراع دوم کلاً حشو است.

در مصادر روایی آمده است که: «از مسروق روایت شده که گفت: بر عایشه وارد شدم و نزد او نشستم و او با من به گفت‌وگو پرداخت. پس از آن، غلامی را صدا کرد و او را عبدالرحمن خواند. غلام به سمت ما آمد و در خدمت او ایستاد. در آن حال عایشه به من گفت: ای مسروق! آیا می‌دانی چرا او را عبدالرحمن نامیدم؟ گفتم: نه. گفت: به خاطر محبتی که نسبت به عبدالرحمن بن ملجم دارم.» (مجلسی، 1403، ج32: 341)

12. منظور از «نقل این چنین»، روایاتی‌ است که بغض عایشه را نسبت به امیرالمؤمنین (ع)، حضرت زهرا (س) و امام مجتبی (ع) نشان می‌دهد. (ر.ک: قمی، 1414، ج6: 576)

13.  استفاده از صفت نامسلمان برای عایشه، به فرهنگ عمومی دورۀ صفوی و تعصّبات شیعی حیرتی بازمی‌گردد.

 

منابع

حیرتی، تقی‌الدّین(1394). کتیب معجزات، با مقدّمۀ مهدی رحیم‌پور و تصحیح یوسف بیگ‌ بابا‌پور، تهران: کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی.

قمی، عباس(1414ق). سفینة البحار، 8ج، قم: اسوه.

مجلسی، محمدباقر(1403ق). بحارالانوار، تصحیح جمعی از محقّقان،111ج، چ2، بیروت: داراحیاء التّراث العربی.



[1]  برای مطالعۀ بیشتر، به مقدّمۀ دیوان مراجعه کنید.

Print
61 Rate this article:
5/0

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران,میدان انقلاب، ابتدای خیابان آزادی، کوچه جنتی (مترو)، کوچه فرسار، پلاک2، طبقه2
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 7989-631-0903

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com