سطوح درک مفهوم امامت در شعر آیینی معاصر-3

سطوح درک مفهوم امامت در شعر آیینی معاصر-3

سطوح درک مفهوم امامت در شعر آیینی معاصر
(قسمت سوم)

دکتر عباسعلی وفایی
رضا بیات


سطح ششم: امام: نور و حقیقتی برتر

در این دیدگاه مطرح می‌شود که پیامبر(ص) و امامان(ع) قبل از خلق این عالم خلق شده بودند: كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ‏ الْمَاءِ وَ الطِّين‏ (ابن شهرآشوب 1379: 1: 214) و در عوالم پیشین به شکل نور حضور داشتند: خَلَقَكُمُ‏ اللَّهُ‏ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتَّى مَنَّ عَلَيْنَا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ‏ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيُها اسْمُه‏ (ابن‌بابویه 1363: 2: 613). حدیث مشهور نورانیت امیرالمؤمنین (علوی 1428: 68 و 77؛ حافظ برسی 1422: 255؛ مجلسی 1403: 26: 1) ناظر به این عالم است و جامعترین سند این مبحث محسوب می‌شود.

این سطح از شناخت در منابر و هیأت‌‌ها و ... گفته و شنیده می‌شود و مردم به آن معتقدند؛ اما نوعا از ساختار آن و جایگاه آن در خلقت بی اطلاعند. نسخۀ کامل شدۀ این اعتقاد در بخش «امام: حاضر در خلقت» خواهد آمد. در فهم اجمالی از نورانیت، مؤمنان اعتقاد دارند که امامان(ع) بسیار والامقام و نورانی اند و نهایتا معتقدند که در عصر پیامبران پیشین پنج تن و خصوصا امیرالمؤمنین(ع) حضور داشته‌اند و انبیاء را امداد می‌کرده‌اند.

نمونه شعر:

در میان ادبا، شعرای هیئتی دهه 80 بیشتر به این رویکرد اقبال داشته‌اند:

-         به ما گفتند تو مافوق نوری                               غریب خستۀ سر در تنوری(جعفری 1389: 19)

-         ندیدم پهن غیر از بال جبریل                             میان خانه ات فرش گرانی(جعفری 1389: 21)

-         هر شب از عرش میهمانی داشت                        گرم این دست ماجرا‌ها بود (ولیئی 1387: 212)


سطح هفتم: امام: حقیقت قرآن کریم

در این دیدگاه، قرآن و اهل بیت(ع) دو یادگار پیامبر(ص) هستند که از هم جدا نمی‌شوند (کلینی 1407: 3: 423). مفسر اصلی و حقیقی قرآن کریم اهل بیت(ع) هستند؛ چرا که مَنْ‏ عِنْدَهُ‏ عِلْمُ‏ الْكِتاب‏(قرآن کریم 13: 43) آنان هستند(کلینی 1407: 1: 229) و راسخون در علم آنان هستند (کلینی 1407: 1: 213) و لذا تأویل آیات را آنان می‌دانند؛ چرا که وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم‏ (قرآن کریم 3: 7). معتقدان به تأویل‌‌های اهل بیت(ع) احادیث تأویلی را در کتبی جمع کرده‌اند که به نام تفاسیر روایی شهرت یافته‌اند. مشهورترین این تفاسیر عبارتند از: تفسیر منسوب به امام عسکری(ع) (260)، قمی (قرن3)، فرات کوفی(307ق)، عیاشی(320ق)، تأویل الآیات الظاهره (940ق)، البرهان (1107ق)، نورالثقلین(1112ق) و ... .

اغلب آیاتی که در این کتب تأویل شده‌اند، به اهل بیت(ع) بر می‌گردند؛ از حقیقت معنای صوم و صلاه و ایمان گرفته تا عروه الوثقی و صراط المستقیم و ... . در فضای این تفاسیر کمتر آیه‌ای از قرآن کریم را می‌توان یافت که در مدح اهل بیت(ع) یا قدح دشمنان آن‌ها نباشد.[i]

نمونه شعر:

-         بر خاک تنی ماند که ایات مقطع                         بر نیزه سری رفت که «الشمس ضحیها»

ای معنی «یا ایتها النفس» سر تو                          ای خون خدا، مثل خدا لایتنا‌ها (شاه زیدی(خروش) 1391: 58-59)

-         هر چه می‌گویم علی انگار اللهی ترم                    مرغ «او ادنا»یی‌ام وقتی که با او می‌پرم

مستجار کعبه را دیدم اگر محرم شدم                   با «ید الله» آمدم تا «فوق ایدیهم» شدم

من نبی‌ام در کنارم یک «نبأ» دارم «عظیم»              طالبان «اهدنا»! این هم «صراط المستقیم»

چهره اش مرآت «یس» شانه‌هایش «محکمات»        خلوتش «و الطور» شور مرکبش «و العادیات»

هر خط قرآن من توصیفی از سیمای اوست           هر که من مولای اویم این علی مولای اوست (صرافان 1390: 21-22)

-         میان خاک کلام خدا مقطعه شد                         میان خاک، الف، لام، میم، طا،‌‌ها، سر(برقعی 1393: 48)


سطح هشتم: امام: حاضر در خلقت

این سطح نظامی ساختارمند دارد و برای امام به جایگاهی مشخص و فعال در ساختار خلقت قائل است. در این سطح، ساختار خلقت این گونه توصیف می‌شود: اولین خلق خدا نور پیامبر(ص) و اهل بیت (ع)بود:

-         قال الباقر علیه السلام: إِنَّ اللَّهَ أَوَّلَ‏ مَا خَلَقَ‏ خَلَقَ مُحَمَّداً ص وَ عِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ الْمُهْتَدِينَ فَكَانُوا أَشْبَاحَ نُورٍ بَيْنَ يَدَيِ اللَّه‏: امام باقر علیه السلام فرمود: اولین چیزی که خداوند آفرید، محمد و خاندان هدایتگر هدایت یافته اش بودند؛ آنان شبح‌‌های نوری در پیشگاه خداوند بودند (کافی 1: 442) (کلینی 1407: 1: 442).

سپس همۀ خیر‌ها از آن نور خلق شد:

-         عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص: أَوَّلُ شَيْ‏ءٍ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى مَا هُوَ؟ فَقَالَ نُورُ نَبِيِّكَ يَا جَابِرُ خَلَقَهُ اللَّهُ ثُمَّ خَلَقَ‏ مِنْهُ‏ كُلَ‏ خَيْر: جابر می‌گوید: از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدم: اولین چیزی که خداوند آفرید چه بود؟ فرمود: نور پیامبرت بود ای جابر؛ خدا آن را آفرید و سپس همۀ خیر‌ها را از آن خلق کرد. (مجلسی 1403: 15: 24)

بلکه آنان بودند که بقیۀ موجودات را خلق کردند:

-         کتب الامام المهدی علیه السلام: ... نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ الْخَلْقُ‏ بَعْدُ صَنَائِعُنَا ...: امام زمان علیه السلام در نامه‌ای نوشتند: ... ما آفریده‌‌های پروردگارمان هستیم و پس از آن، خلایق آفریده‌‌های ما هستند... (طوسی 1411الف: 285).

توضیح این که در منطق قرآن کریم خلقت خاص خداوند متعال نیست؛ مثلا حضرت عیسی(ع) نیز خلق می‌کند ( قرآن کریم 3: 49؛ 5: 110)؛ البته به اذن خدا که خود احسن الخالقین (قرآن کریم 23: 14) است و سنخ خلق کردنش با سنخ خلق کردن انبیا و اولیا فرق دارد. در این ساختار نور ائمه(ع) کارکرد دارد و خلق و ادارۀ عالم را به عهده گرفته است و درجه بندی مخلوقات بر اساس نوع پذیرش آنان نسبت به ولایت اهل بیت(ع) است:

-         عن الباقر ع: ....ثُمَّ أَخَذَ الْمِيثَاقَ عَلَى النَّبِيِّينَ فَقَالَ‏: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ‏؟ ثُمَّ قَالَ: وَ إِنَّ هَذَا مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ إِنَّ هَذَا عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ. قَالُوا: بَلَى. فَثَبَتَتْ لَهُمُ النُّبُوَّةُ وَ أَخَذَ الْمِيثَاقَ عَلَى أُولِي الْعَزْمِ أَلَا إِنِّي رَبُّكُمْ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولِي وَ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ وُلَاةُ أَمْرِي وَ خُزَّانُ عِلْمِي وَ إِنَّ الْمَهْدِيَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِي وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِي وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ كَرْهاً. قَالُوا: أَقْرَرْنَا وَ شَهِدْنَا يَا رَبِّ وَ لَمْ يَجْحَدْ آدَمُ وَ لَمْ يُقِرَّ فَثَبَتَتِ الْعَزِيمَةُ لِهَؤُلَاءِ الْخَمْسَةِ فِي الْمَهْدِيِّ وَ لَمْ يَكُنْ لآِدَمَ عَزْمٌ عَلَى الْإِقْرَارِ بِهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ‏: وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى‏ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً (قرآن کریم 20: 115): از امام باقر علیه السلام منقول است: ... سپس خداوند از پیامبران میثاق گرفت که «آیا من پروردگار شما نیستم؟» سپس فرمود: «و این محمد، پیامبر خداست و این علی، امیر مؤمنان است.» پیامبران [این سه شهادت را] پذیرفتند. لذا نبوت برای آنان ثابت شد. خداوند از پیامبران اولوا العزم میثاق گرفت که «بدانید من پروردگار شما هستم و محمد رسول من است و علی امیر مؤمنان است و اوصیای او پس از او والیان امر من و خزانه داران علم من هستند و مهدی [کسی است که] دینم را با او یاری می‌کنم و دولت خود را با او آشکار می‌کنم و از دشمنانم با او انتقام می‌گیرم و با او عبادت می‌شوم؛ از سر رغبت یا اکراه (خلایق را به عبادت من وا می‌دارد)». انبیا گفتند: «پروردگارا، اقرار می‌کنیم و گواهی می‌دهیم.» اما آدم نه انکار کرد و نه اقرار؛ لذا برای آن پنج تن اولوالعزم بودن ثابت شد در حالی که آدم عزمی در اقرار به آن نداشت. این همان کلام خداست که: «ما از قبل، از آدم پيمان گرفته بوديم، اما او فراموش كرد و برای او عزمی نيافتيم.» (صفار 1404: 70).

-         عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: يَا جَابِرُ أَ لَمْ تَسْمَعِ اللَّهَ يَقُولُ [بِقَوْلِ اللَّهِ‏] فِي كِتَابِهِ‏: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ‏ مِنْ‏ بَنِي‏ آدَمَ‏ مِنْ‏ ظُهُورِهِمْ‏ ذُرِّيَّتَهُمْ‏ وَ أَشْهَدَهُمْ‏ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ‏ أَ لَسْتُ‏ بِرَبِّكُمْ‏ قالُوا بَلى‏ وَ إِنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ إِنَّ عَلِيّاً ع أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَوَ اللَّهِ لَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الْأَظِلَّةِ حَيْثُ أَخَذَ مِيثَاقَ ذُرِّيَّة آدَم: از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود: ای جابر، آیا کلام خدا در کتابش را نشنیده‌ای که «آنگاه كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، زاده‏هاى آن‌ها را برآورد و از آنان بر خودشان گواهى گرفت كه آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: چرا»‏ (قرآن کریم 7: 172) و [گواهی می‌دهیم به] این که محمد رسول خداست و علی امیر مؤمنان است. به خدا سوگند که خدا در عالم اظله، آنجا که از ذریۀ آدم میثاق گرفت، علی را «امیرالمؤمنین» نامید. (کوفی 1410: 146).

اهل بیت علیهم السلام در آغاز خلقت، در آفرینش موجودات نقش دارند:

-         قالَ رسولُ اللهِ ص: فَخَلَقَ مِن نُوريَ العَرشَ ... وَ خَلَقَ مِن نورِ عَليٍ السَماواتِ ... وَ خَلَقَ مِن نورِ الحَسَنِ القَمَرَ ... وَ خَلَقَ مِن نور الحُسَينِ‏ الشَمسَ ...: پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: خداوند از نور من عرش را آفرید ... و از نور علی آسمان‌ها را ... و از نور حسن ماه را ... و از نور حسین خورشید را ... . (طبری آملی 1427: 95).

همچنین پس از آغاز خلقت نیز در جریان حیات حضور دارند:

-         عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ: نَحْنُ‏ أَصْلُ‏ كُلِ‏ خَيْرٍ، وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ، فَمِنَ الْبِرِّ التَّوْحِيدُ وَ الصَّلَاةُ وَ الصِّيَامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسِي‏ءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقِيرِ وَ تَعَهُّدُ الْجَارِ وَ الْإِقْرَارُ بِالْفَضْلِ لِأَهْلِه... : امام صادق علیه السلام فرمود: ما اصل همۀ خیر‌ها هستیم و هر نیکی‌ای از فروع و زیرشاخه‌‌های ماست؛ از جملۀ نیکی‌‌ها توحید است و نماز و روزه و فرو خوردن خشم و درگذشتن از گناهکار و رحم آوردن بر فقیر و رسیدگی به همسایه و اقرار به فضل صاحبان فضل و ... .‏ (کلینی 1407: 8: 242).

-         عَنِ الهادی عَلیهِ السَلامِ فِی زیارت الجامِعَه: إِنْ‏ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه‏: از امام‌‌هادی علیه السلام در زیارت جامعه نقل است: اگر خیر ذکر شود، اول و اصل و فرع و معدن و پناهگاه و حد نهایتش شمایید. (ابن‌بابویه 1363: 2: 616).

-         قَالَ علیٌ ع: ... أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِكُمْ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَوْلَادِي ع يَعْلَمُونَ وَ يَفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا ... نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا كَرِهْنَا كَرِهَ اللَّهُ الْوَيْلُ كُلُّ الْوَيْلِ لِمَنْ أَنْكَرَ فَضْلَنَا وَ خُصُوصِيَّتَنَا وَ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ رَبُّنَا لِأَنَّ مَنْ أَنْكَرَ شَيْئاً مِمَّا أَعْطَانَا اللَّهُ فَقَدْ أَنْكَرَ قُدْرَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَشِيَّتَهُ فِينَا: امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: منم که به اذن پروردگارم زنده می‌کنم و می‌میرانم و منم که به اذن پروردگارم از آنچه که می‌خورید و در خانه‌هایتان ذخیره می‌کنید، به شما خبر می‌دهم و منم که به پنهانی‌‌های قلب شما آگاهم. امامان از فرزندان من نیز هر گاه که دوست داشته باشند و اراده کنند، همین گونه می‌دانند و انجام می‌دهند؛ ... ما چنانیم که هر گاه بخواهیم، خداوند می‌خواهد و هرگاه چیزی را ناپسند بداریم، خداوند ناپسند می‌دارد. وای! وای بر آن که فضل و ویژگی‌‌های ما و آنچه که پروردگارمان، الله، به ما داده را انکار کند! زیرا هر که چیزی از بخشش‌های خدا به ما را انکار کند، قدرت خداوند عز و جل- و خواست او دربارۀ ما را انکار کرده است. (علوی 1428: 75).

در این ساختار، گفتار و رفتار آنان باعث ایجاد شریعت می‌شود. موضوع کتاب علل الشرایع صدوق همین گونه علت‌ها است. در این تفکر آنان هستند که نماز را به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و ...؛ یعنی کار آن‌ها می‌شود نماز؛ نماز به آنان تعریف می‌شود نه آنان به نماز:

-         أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ‏ بِالْمَعْرُوفِ‏ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ نَصَحْتَ لِلْأُمَّةِ وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ‏ حَقَّ تِلاوَتِه‏: شهادت می‌دهم تو بودی که نماز را به پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و قرآن را چنان که حقش بود تلاوت کردی... (کلینی 1407: 4: 570).

کار ما تکرار رفتار آنان است:

-         قالَ النَبیُ صلی الله علیه وآله و سلم: صَلُّوا كَمَا رَأَيْتُمُونِي‏ أُصَلِّي: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ببینید من چگونه نماز می‌خوانم، همان گونه بخوانید.‏ (علامه حلی 1982: 423).

این تکرار رفتار حجت خدا در حج کاملا مشهود است؛ آنجا همۀ مسلمین رفتار‌های حضرت ابراهیم(ع) را تکرار می‌کنند. در این ساختار، امام(ع) عامل به شریعت نیست؛ بلکه بالعکس، شریعت آن چیزی است که او انجام می‌دهد:

-         کَتَبَ الامامُ المَهدیُ عَلیهِ السَلامُ فِی زِیارَتِ آلِ یس: ... فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ‏ مَا أَمَرْتُمْ‏ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْه: امام زمان علیه السلام در توقیعی که زیارت آل یس را تعلیم فرمودند، نوشته‌اند: حق آن چیزی است که شما از آن راضی هستید و باطل آن چیزی است که شما از آن خشمناک باشید. معروف هر آن چیزی است که شما به آن امر کنید و باطل هر آن چیزی است که شما از آن نهی کنید.‏ (طبرسی 1361: 2: 494).

این سطح دقایق بسیاری دارد که طبیعتا در این چند سطر قابل عرضه و بیان نیست. از میان نویسندگان معاصر آقای حسین درگاهی در کتب «تمنای قبسی از آتش طور» و «غرایب قرآن و قرنای آن» به طور مبسوط به این سطح پرداخته است.

نمونه شعر:

-         تفریح خردسالی او خلق آدم است                      این مرد در طفولیتش خاکباز بود (جعفری 1389: 18)

تعریف احکام شرع با رفتار امام:

-         اینک نماز و خون آغشته در همند                       قاضی شریح‌‌ها! فتوا نمی‌دهید؟! (همۀ آینه‌‌ها 1391: 288: سید اکبر میرجعفری)

-         بدون آبروی جاری تو                                     نشد طاهر، فرات آبش قلیل است (جعفری 1383: 123)

امام معادل کعبه:

-         پس دستۀ بزرگ ابابیل‌ها کجاست؟                      حالا که روی کعبۀ ما سنگ می‌زنند (جعفری 1383: 149)

نقش داشتن در خلقت موجودات:

-         آسمان هستی و حیران تو هستند همه                  خیره در جان درخشان تو هستند همه

پاره‌ای از دل ربانی تو خورشید است                   اختران پرتو چشمان تو هستند همه

هر نسیمی که گذشت از تو مسیحایی گشت           زنده از زندگی جان تو هستند همه

وحی جاری شده در رگ رگ هستی، هستی          عارفان قاری قرآن تو هستند همه

هیچ کس نیمۀ پنهان تو را درک نکرد                   گیج آفاق نمایان تو هستند همه (ولیئی 1382: 88)

 

منابع:

‏ابن‌ بابویه، محمد بن علی(۳۸۱ق). 1363. من لايحضره الفقيه. ج 1. من لا یحضره الفقیه. قم: مؤسسة النشر الإسلامي.

‏ابن شهرآشوب، محمد بن على‏ (۵۸۸ق). 1379. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام‏. 4 جلد. قم: علامه.

‏ولیئی، قربان. 1382. گفتم به لحظه نام تو را جودانه شد. تهران: آفاق.

———. 1387. ترنم داوودی سکوت. سوم. تهران: کتاب نیستان.

‏برقعی، سید حمیدرضا. 1393. رقعه. تهران: فصل پنجم.

‏جعفری، رضا. 1383. صبح شبنم. تهران: صیام.

———. 1389. سواد آینه. سوم. تهران: آرام دل.

‏حافظ برسی، رجب بن محمد(۸۱۳ق). 1422. مشارق أنوار اليقين في أسرار أمير المؤمنين عليه السلام‏. بیروت: اعلمی.

‏شاه زیدی(خروش)، عباس. 1391. پرسه های بی پایان. تهران: فصل پنجم.

‏صرافان، قاسم. 1390. مولای گندمگون. تهران: آرام دل.

‏صفار، محمد بن حسن. 1404. بصائر الدرجات في فضائل آل محمد (ص). بصائر الدرجات في فضائل آل محمد (ص). قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي.

‏طوسی، محمد بن الحسن‏ (۴۶۰ق). 1411. الغيبة (كتاب الغيبة للحجة). قم: دار المعارف الإسلامية.

‏طبرسی، احمد بن علی. 1361. الإحتجاج. ج 1. الإحتجاج. مشهد مقدس: نشر المرتضي.

‏طبری آملی، محمد بن جریر (ق۵). 1427. نوادر المعجزات في مناقب الأئمة الهداة. نوادر المعجزات في مناقب الأئمة الهداة. قم: دلیل ما.

‏علامه حلی، حسن بن یوسف(۷۲۶ق). 1982. نهج الحق و کشف الصدق. نهج الحق و کشف الصدق. بيروت: دار الکتاب اللبنانی.

‏علوی، محمد بن على بن الحسين‏ (ق۵). 1428. المناقب (الكتاب العتيق‏). قم: دلیل ما.

‏کوفی، فرات بن ابراهیم. 1410. تفسير فرات الكوفي. تفسير فرات الكوفي. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات.

‏کلینی، محمد بن یعقوب (329 ق‏). 1407. الکافي. 8 جلد. الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه.

‏مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی. 1403. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (علیهم السلام). ج 111. بحار الانوار. بیروت: دار احياء التراث العربي.

همه ی آینه ها. 1391. سوم. تهران: سوره مهر.

 

 

Print
4069 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران,میدان انقلاب، ابتدای خیابان آزادی، کوچه جنتی (مترو)، کوچه فرسار، پلاک2، طبقه2
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 110 1398 0920

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com