ادیب نیشابوری

ادیب نیشابوری

نصیر میرجانی

برش‌هایی از زندگی سید عبدالجواد ادیب نیشابوری. ادیب، مدرس و شاعر دورة قاجار

  1. عبدالجواد ادیب نیشابوری در سال ۱۲۸۱ ق. (1242 ش) در روستای بجن‌گرد (بیژن‌گرد) از توابع نیشابور زاده شد.
  2. در چهار ‌سالگی به بیماری آبله مبتلا شد و بینایی یک چشم خود را از دست داد و برای چشم دیگر وی نیز بینایی اندکی ماند. ازاین‌رو، پدرش از ترس آسیب مجدد، او را به مکتب نفرستاد؛ اما عبدالجواد با نمایاندن حافظة قوی و استعداد خود به پدر(حفظ دعای سحر با یک‌بار شنیدن)، اجازة رفتن به مکتب را گرفت.
  3. پس از فراگیری مقدمات زبان عربی در زادگاه خود، رهسپار نیشابور شد و در مدرسة گلشن به ادامه تحصیل پرداخت. سپس در سال ۱۲۹۷ق. به مشهد رفت و در مدارس خیرات خان، فاضل خان و سرانجام نواب تحصیلات خود را تکمیل کرد.
  4. در مشهد برخی از متون عربی را نزد چند تن از استادان آموخت؛ اما پس از آن دیگر نزد استادی نرفت و سطوح عالی ادبیات عرب و کتاب‌هایی چون مغنی اللبیب ابن هشام، مطول تفتازانی، مقامات بدیعی و مقامات حریری را با مطالعه و پشتکار خویش فراگرفت و در همان حال به سطوح پایین‌تر نیز درس می‌داد.
  5.  پیش از فوت پدر به نیشابور سفر کرد. در سال ۱۳۱۰ ق. به مشهد بازگشت و تا پایان عمر، نزدیک به چهل ‌سال در مدرسة نواب به تدریس طلاب در دو سطح متوسط و عالی مشغول گشت.
  6. تسلط و مهارتش در فنون ادبی و محفوظات نظم و نثر عربی و پارسی، شگفتی همگان را برمی‌انگیخت. برای مثال حدود دوازده هزار بیت از اشعار جاهلیت را در ذهن داشت. همچنین در علوم عقلی و نقلی چون فلسفه، نجوم، ریاضیات، طب، موسیقی نظری، فقه، اصول، رجال و تاریخ دستی داشت.
  7.  نخستین دانشکدة ادبیات در ایران، به دست شاگردان او تأسیس شد. بزرگانی چون: ملک‌الشعرای بهار، بدیع‌الزمان فروزانفر، محمد‌علی مدرس افغانی، محمد‌تقی مدرس‌رضوی، محمد‌پروین گنابادی.
  8. به گفتة پروین گنابادی هنگامی که قصیدة دماوند بهار به چاپ رسید، ادیب با آنکه اندک ‌رنجشی از ملک‌الشعرا در دل داشت، از خواندن سرودة او بسیار به وجد آمد و بهار را استاد شاعران ایران خواند.
  9. با آنکه تنگ‌دست بود، همگان از مناعت طبع و عزت‌نفس او یاد ‌کرده‌اند. وی به مستمری سالانة مدرسة نواب و درآمد اندکی که از ملک ارثی به او می‌رسید، بسنده می‌کرد. دعوت هیچ یک از ثروتمندان و خان‌های خراسان را نمی‌پذیرفت و در اواخر عمر تنها با صیدعلی خان مراوده داشت.
  10. تنها دو مدیحه در دیوانش هست:

الف: برای مظفرالدین شاه قاجار و به مناسبت افتتاح مجلس شورای ملی در قصیده‌ای با مطلع:

تا دل به مهر روی توام زنده است

بختم هماره فرّخ و فرخنده است

ب: برای احمد شاه قاجار در پایان قطعه‌ای راجع به مشروطیت:

منّت ایزد را که خاک پاک ایران

عاد ما قد فاته و العود احمد

  1. به گفتة ادیب طوسی حتی پیشنهاد مدرسی آستان قدس رضوی را که مستمری قابل توجهی داشت، نپذیرفت. زندگی او در درس و بحث خلاصه می‌شد.
  2. وی در عمرش فقط ریاست انجمن ادبی خراسان را پذیرفت.
  3. تنها تفریح او گردش در باغ‌های مشهد بود که آن هم به بحث‌های ادبی می‌گذشت و گاه در پایان هفته به منزل دوستانش از جمله ایرج میرزا و میرزا قهرمان (شکسته) می‌رفت.
  4. هنگام تحصیل در نیشابور با شعر قاآنی آشنا شد. ازاین‌رو در آغاز به سبک وی اشعاری می‌سرود و گاه شعرهای او را تضمین می‌کرد؛ اما پس از ورود به مشهد و دیدار با صیدعلی خان درگزی و با راهنمایی وی، به سبک خراسانی روی‌آورد و با آثار شاعرانی چون فردوسی، فرخی سیستانی، منوچهری، عسجدی و مسعود سعد سلمان آشنا شد. ازاین‌رو، اشعار قاآنی در نظرش سست آمد. پیوند و ارادت ادیب به صیدعلی خان تا قتل او در ۱۳۳۶ ق. پایدار بود و این دو به استقبال یکدیگر شعرها سرودند.
  5. مرگ صیدعلی خان، تأثیر فراوانی بر ادیب گذاشت. گویا آشنایی و همنشینی ادیب با اصحاب سراچه (گروهی صوفی‌منش در مشهد) توسط صیدعلی خان بوده است و چه بسا آشنایی و ارتباط ادیب با میرزا حبیب خراسانی (وفات ۱۳۲۷ ق) عارف نامی خراسان، در همین گروه صورت گرفته باشد.
  6. ادیب در سرودن اشعار عرفانی از صفای اصفهانی (وفات ۱۳۰۹ ق) سخت متأثر بود و اشعاری را در استقبال از غزل‌های صفای اصفهانی سروده است. مانند:

صفا: تجلی‌گه خود کرد خدا دیدة ما را

درین دیده درآیید و ببینید خدا را

ادیب: میازار از این بیش، خدا را، دل ما رابیندیش ز آه دل درویش، خدا را

  1. معاشرتش با ایرج میرزا تا پایان عمر بود و هرچند با وی اختلاف سبک داشت و گاهی کدورت‌هایی پیش می‌آمد، ولی شعر او را می‌ستود. ایرج نیز به ادیب ارادت تمام داشت و در عارف‌نامة خود، او را بزرگ و حتی از ادیب پیشاوری برتر دانسته است. گویا فروزانفر بر این سخن نقد داشته و ادیب پیشاوری را بالاتر از ادیب نیشابوری می‌دانسته است.

خراسان جا چو نیشابور دارد

که صد پیشی به پیشاوور دارد

یا در جای دیگر گفته:

همه یاران خراسان من اهل‌اند و ادیب

بی سبب نیست به سر شوق خراسان دارم

  1. اشعار ادیب را می‌توان به سه بخش تقسیم کرد:

الف) اشعاری که در جوانی به پیروی از قاآنی سرود و بعدها آن‌ها را نپسندید.

ب) اشعاری که در بیست سال آخر عمر به تشویق صیدعلی خان و پس از آشنایی با شعرای سبک خراسانی سرود. اشعاری قوی و استوار.

  1. اشعار عرفانی و صوفیانه‌ای که به سبک مولوی و صفای اصفهانی سرود و گویا این نوع اشعار را بیشتر می‌پسندید.
  1. حوادث و رویدادهای سیاسی روز در شعرش انعکاسی بسیار کم‌رنگ دارند.
  2. امتیاز شعر وی، در موسیقی آن است. استفاده از وزن‌های سریع و متنوع و گاه مهجور، تناسب واژگان و بهره‌گیری از قوافی میانی، به شعر او آهنگی پرنشاط و دلنشین بخشیده است. شعرشناسی ادیب همچون پیشینیان وی غریزی و بر پایة نقد لفظی استوار بود و در این راه گاه با شهامت به انتقاد از سعدی و تمجید از ابوحنیفة اسکافی می‌پرداخت.
  3.   برخی آثار وی از این قرارند:

الف) بخشی از ابتدای شرح معلقات سبع

ب) چند بخش در تلخیص شرح خطیب تبریزی بر حماسة ابوتمام

  1. دیوان اشعار: هر چند دیوان کامل اشعار او در دست نیست، اما چند نفر به جمع‌آوری اشعار او اقدام کرده‌اند:

1. اشراق شاگرد ادیب که حدود شش هزار بیت از اشعار ادیب را جمع‌آوری کرد؛ ولی به دلایلی تا الان مفقود است.

2. لآلی مکنون به سعی و اهتمام عباس زرین‌قلم خراسانی که حدود هزار بیت از اشعار پارسی ادیب را در سال ۱۳۳۳ ش. در مشهد منتشر کرد.

3. آخرین تصحیح انتقادی از دیوان همراه با زندگی‌نامة ادیب به کوشش دکتر جلالی پندری. مؤلف با کاوش فراوان در مآخذ توانسته است ابیات دیوان را به ۱۱۸۹ بیت برساند.

  1. وی در روز جمعه ۱5 ذی‌القعده ۱۳۴۴ ق. (6 خرداد 1305 ش) در سن ۶3 سالگی درگذشت و در رواق‌ دارالحفاظ حرم امام رضا علیه‌السلام به خاک سپرده شد. مجلس بزرگداشت وی در انجمن ادبی خراسان برپا شد.
  2. ادیب ثانی، محمدتقی ادیب نیشابوری که از شاگردانش بود، در سوگش چنین سرود:

امیر ملک معانی، ادیب شهر بیان

ز بعد شصت و سه سال اندرین سرای غرور

 

به صبح آخر هفته ز ماه ذی‌العقده

به روز‌ دی که ز گرما شدی برشته طیور

اثاث عیش کشیدی به جنّت جاوید

بساط بزم بچیدی به دار خلد و سرور

 

در این رزیه که دانشوران شدند یتیم

سروده‌اند تمامی به قوّة مقدور

 

تو هم درآ و بگو بهر سال تاریخش:

«قدم نهاد به دارالسّلام و شد مسرور» = 1344

روز پانزدهم هر ماه را روز‌‌ دی می‌گویند.

  1. مقالات مختلفی دربارة ادیب نوشته ‌شده است که یکی از آن‌ها با عنوان «ادیب نیشابوری در حاشیۀ شعر مشروطیت» نوشتة دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در روزنامة اطلاعات است.

 

چند بیت از ترکیب‌بند او را در ستایش امام علی علیه‌السلام با هم می‌خوانیم:

 

رشک مینو شد جهان خیزید تا مینا زنیم        

پشت پا بر گردش نُه گنبد مینا زنیم

 

مطلعی سر زد ز طبعم، کز فروغ او رواست      

پایة شعر ار به رتبت برتر از شعری زنیم

 

شهریار راستان، فرمان‌روای راستین          

کش جم اندر آستان است و یم اندر آستین

 

شکوه‌ای از ما اگر کردند اندر روز حشر     

چنگ بر تار ولای ساقی کوثر زنیم

 

حیدر صفدر که شهر علم احمد را در است      

ماسوی‎‌الله یک‌سر از او مشتق و او مصدر است            

 

Print
37 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران,میدان انقلاب، ابتدای خیابان آزادی، کوچه جنتی (مترو)، کوچه فرسار، پلاک2، طبقه2
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 110 1398 0920

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com