آسمانی ترین مهربانی

آسمانی ترین مهربانی

نصیر میرجانی

سید مهدی شجاعی، نویسندة کتاب «آسمانی‌ترین مهربانی» نکاتی را پیرامون وجود مبارک امام نهم علیه‌السلام با کمک روایات مختلفی از ائمة معصومین علیهمالسلام و یاران و اصحاب امام جواد علیهالسلام نقل می‌کند. ترتیب بیان روایات به‌گونه‌ای است که زندگی‌نامۀ حضرت را نیز به تصویر می‌کشد:

  •     تولد و مقام و مرتبة امام
  •     هجرت امام رضا علیه‌السلام از مدینه به خراسان
  •     نامه‌های امام رضا به امام جواد علیهما‌السلام
  •    شهادت امام رضا و حضور امام جواد علیهما‌السلام در کنار پدر
  •    امامت حضرت در سنین کودکی و بررسی شبهات و تردیدها
  •    دیدار امام با علما و فقهای بغداد در مدینه و پاسخ به سوالات گوناگون و رفع شبهات
  •   توطئه‌های عباسیان برای تضعیف جایگاه امام نزد مأمون و درایت امام در شکست این توطئه‌ها
  •    مرگ مأمون در سال 218 ق. و به خلافت رسیدن برادرش معتصم
  •    بهانه‌های معتصم برای متهم‌کردن امام به توطئه و زمینهسازی قیام
  •    استفادة معتصم از علم امام در مسائلی که همگان از حل آن عاجز بودند
  •     رسیدگی به امور شیعیان و ارادت شیعیان به آن حضرت
  •    کرامات حضرت
  •    رفتن به سامراء، طبق دعوت اجباری معتصم
  •     بیان حضرت دربارة امر امامت پس از خودشان تا امامت حضرت مهدی
  •     روایات کیفیت شهادت امام
  •      اسامی، کنیهها و القاب ایشان
  •     زیارتنامه حضرت به نقل از سید بن طاووس
  •     سخنان ایشان

 

بخش‌هایی از کتاب:

  1. این خاطره را مأمون، خود برای دوستان و اطرافیان نقل کرده است: (امام جواد علیه‌السلام تا قبل از این با مأمون ملاقاتی نداشته است)

به شکار می‌رفتم، با جمعی از خدم و حشم. در بین راه و پیش از خروج از شهر، از دور تجمع کودکان را دیدم که با هم بازی و گفتگو می‌کردند. طبق معمول، پیش از رسیدن کاروان ما، کودکان هر کدام به گوشه‌ای گریختند؛ از ترس یا از ابهت و صلابت خلیفه و همراهان و این طبیعی بود و اگر نمی‌گریختند، غیر طبیعی؛ چراکه مردم اگر از خلیفه حساب نبرند و نهراسند، تنظیم و تنسیق امور محال می‌نماید که سهل است و سنگ بر روی سنگ بند نمی‌شود.

... اما یک کودک در کنارة گذرگاه ماند و از جای خود نجنبید. پسری هفت هشت ساله؛ جذاب اما جسور، ملیح اما محکم. دوست داشتنی، اما حساب بردنی. در شگفت شدم از نهراسیدن، نگریختن و ایستادن او. پرسیدم: «تو چرا فرار نکردی، مثل دیگر کودکان؟» محکم و استوار گفت: «نه راه تنگ بود که نیاز به کنار‌رفتن باشد و نه جرمی کرده بودم که مستلزم گریختن. چرا باید فرار می‌کردم.» هرچه به ذهن فشار آوردم، حرفی برای گفتن پیدا نکردم. خلع سلاح شده بودم از این پاسخ محکم و استوار.

 

  1. می‌خواستم تو را خورشید بنامم از روشنایی منتشرت. دیدم که خورشید سکۀ صدقه‌ای است که تو هر صبح از جیب شرقی‌ات درمی‌آوری، دور سر عالم می‌چرخانی و در صندوق مغرب می‌اندازی و بدین‌سان استواری جهان را تضمین می‌کنی. می‌خواستم تو را ابر بنامم؛ از شدت کرامتت. دیدم که نسیم فقط بازدم توست که در فضای قدسی فرشتگان تنفس می‌کنی. به اینجا رسیدم که زیباترین و زیبندهترین نام، همان است که خدا برای تو برگزیده است، ای کریمترین بخشندة روی زمین، ای جواد!

 

کتاب آسمانی‌ترین مهربانی را نشر کتاب نیستان در 168 صفحه منتشر کرده است.

 

چند روایت:

  1. ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْنْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ وَ الاْنْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إلى قَلْبٍ سَليمٍ.
    سه خصلت جلب محبّت مى‌كند: انصاف در معاشرت با مردم، همدردى در مشكلات آن‌ها، همراه و همدم‌شدن با معنويات.

 

  1. ثَلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّهِ: كَثْرَةُ الاْسْتِغْفارِ، وَ خَفْضِ الْجْانِبِ، وَ كَثْرَةِ الصَّدَقَةَ

سه چيز سبب رسيدن به رضوان خداى متعال است: استغفار زیاد، تواضع و فروتنی، فراوانی در انجام صدقه.

 

  1. الْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفيقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ

مؤمن نيازمند به سه خصلت است: توفيق از جانب خدا، پند‌دهنده‌اى از درون خويش و پذيرش خيرخواهى آن کس كه خيرخواه اوست.

 

 

در ادامه شعری از علیرضا قزوه را در وصف امام جواد علیه‌السلام می‌خوانیم:

 

اگر دینی‌ست باقی در جهان بی‌شبهه دین توست         

یداللهی که می‌گویند خود در آستین توست

 

رضا با توست، کاظم با تو، صادق با تو، باقر تو        

که داغ حضرت زین‌العبادی بر جبین توست

 

تو حتی قادری خورشید را زیر نگین آری             

که ” نعم القادرُ الله ” خود نقش نگین توست

 

چراغی در جهان گر هست جز نور منیرت نیست          

اگر در جان ما عطری‌ست عطر یاسمین توست

 

تمام خاک ایران را به پایت با رضا ریزیم              

اگرچه مرو تا بغداد جزئی از زمین توست

 

نه رسم معتصم ماند و نه تلخی‌های ام‌الفضل         

اگر شعری به جا مانده‌ است شور دلنشین توست

 

جواد‌الحق اشفعنی، تقی‌العشق ادرکنی           

اگر علم و یقینی هست از علم‌الیقین توست                         

 

 

Print
37 Rate this article:
No rating

Leave a comment

Name:
Email:
Comment:
Add comment

ادبیات

معارف

دیگر علوم انسانی

ارتباط با ما


نشانی:تهران,میدان انقلاب، ابتدای خیابان آزادی، کوچه جنتی (مترو)، کوچه فرسار، پلاک2، طبقه2
تلفن و تلگرام مسوول ثبت نام کارگاه ها: 110 1398 0920

Bayat.Dr@gmail.com :مدیر سایت

همکاری با ما


هر بزرگواری که تخصصی مرتبط با علوم انسانی شیعی داشته باشد (دانشجوی ارشد به بالا)، پس از مصاحبه‌ای کوتاه می‌تواند نوشته‌هایش را در این سایت منتشر کند و به شرط پرکاری صفحه‌ای شخصی در سایت داشته باشد.

هدف و روش ما


ما هر گونه تعصب و پیش داوری را مانع کار علمی می‌دانیم. نام‌ها و عناوین و نیز اقوال مشهور راه را بر نقد و مطالعۀ علمی ما نمی‌بندد.

ما بهترین راه دفاع از عقیده را کار دقیق و درست علمی می‌دانیم.

دربارۀ ما


گروهی دانشجویی هستیم که دربارۀ ادبیات و فرهنگ شیعی تحقیق می‌کنیم. دامنۀ تحقیق ما تمام علومی است که به نحوی می‌تواند به ادبیات و فرهنگ شیعی کمک کند؛ علومی مثل قرآن و حدیث، تاریخ، کلام، عرفان، فلسفه، هنر و ...

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به به سایت سلیس می باشد.

طراحی شده توسط DnnTeam.com